میراکس# معجزه آسا



سلام دوستانقلب

امدم بگم که هر چیزی خواستید براتون میزارم مثل:

کد بالابر میراکلس-لینک هر کلیپی از میراکلس- عکس-مطلب-خلاصه و

بدون پرداخت چیزی درخواست شما قبول میشود.

نظر ها حتما پس از 2 روز خوانده میشودبازنده

بس منتظرتونمچشمک


میراکس# معجزه آسا

سلامممم من پلگ هستم کوامی آدرین. پنیر  بوگندو خور معروف از نظر آدرین صاحبم. من یک کوامی گربه هستم و یکی از دو تا معجزه گر های اصلی هستمهورامعجزه گرم انگشتره . ادرین با اون به کت نویر تبدیل میشهعینک

حال ندارم حرف بزنم. باید پنیر بخورم بس ف ع ل ا خوشمزه


میراکس# معجزه آسا

سلام ! من رو که میشناسید منم تیکی کوامی مرینتلبخندغذای من شیرینیه.

من یک کوامی کفشدوزک هستم و نگهبان ما کوامی ها استاد فو هستشچشمکمعجزه گر کفشدوزک دو گوشواره هست و مرینت با اون تبدیل به لیدی باگ میشه.


البته یک همکار هم داره


میراکس# معجزه آسا

مرینت: چرا همه چیز تاریکهhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/80.gif و چشمانش را باز میکند

بانیکس: مرینت خوبی؟

مرینت: بانیکس چی شد؟ تو از کجا امدی ؟ اصلا چرا اون اتفاق افتاد؟!

بانکس: آروم باش مرینت. تو توی زمانی که هنوز استاد فو معجزه گر ها رو نداده گیر افتادی و متاسفانه من نمیتونم بیرونت بیارم.

مرینت: به جز بیرون اوردن راه دیگه ای هست؟

بانیکس: بله. معجزه گرامون رو عوض کنیم و تو در زمان سفر کنی و .

مرینت: باشه من آمادم . سریع میخوام از این جا برمhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/60.gif

بانیکس: بس اینو بگیر و تبدیل شو.

مرینت: تبدیل در زمان شروع!!!


و رفت در نوری که دید.


مرینت: الان چی شد؟اینجا چرا این شکلیه؟باید فیلم زمان کمی پیش رو ببینم:

لیدی باگ: چرا کت جواب نمیده؟

گابریل: شاید یکی دزیدتش

لیدی باگ: چی؟!

http://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/98.gifناگهنان اکومایی از پشت گابریل بال زد و روی گوشواره های لیدی باگ امد.http://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/98.gif

گابریل تبدیل به هاک ماث شد و گفت:

کفشدوزک نا امید و شکست خورده باید یک انتقامی بگیری.

ادامه دارد


میراکس# معجزه آسا

لیدی باگ: بالاخره این عملیات هم انجام شد.

کت نوار: اوه بانو, من دیگه باید برم خدانگهدار.

لیدی باگ: خداحافظ

http://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/41.gifروز بعد.

مرینت خمیازه ای کشید و گفت:

صبح بخیر تیکی. و چشمانش را مالید

اما جوابی شنیده نشد.

مرینت داد زد: تیکی!! و دستش را روی گوشش گذاشت اما گوشواره ای نبود.

مرینت وحشت زده از پله اتاقش پایین امد و کیفش را برداشت

مادر مرینت:صبحت بخیر عزیزم  چی شده اینقدر عجله داری؟ بیا صبحانه بخور

مرینت: صبح بخیر مامان نه ممنون یک کار مهم دارم. و در را محکم بست و رفتhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/146.gif

مرینت: باید برم پیش استاد فو اون از همه چیز خبر داره . اون میدونه چی شده.

مرینت: سلام استاد شما میدونید تیکی کجاست و معجزه گرم؟؟!

استاد فو: ببخشید شما از کجا منو میشناسید؟ شما چطوری میدونید من نگهبان معجزه گرام؟

مرینت: چی ام استاد وسط حرف مرینت میپردhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/81.gif

استاد فو: اها فهمیدم تو همکار هاک ماث هستی!!

مرینت: نه اینطور نیست منو چه طور یادتون رفته؟!http://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/111.gifhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/111.gif

ادامه دارد


میراکس# معجزه آسا

تبلیغات

محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

زیستولوژی-زیست شناسی یادداشت 24 تدریس خصوصی المپیاد فیزیک و نجوم- کلاس آمادگی المپیاد فیزیک و نجوم 09102878521 دیتاها و آموزش های گزیده گل آهنگها فروشگاه گوشی و لپ تاپ اقساطی مرگور باوان سایت تفریحی آموزشی ملکا جان باغِبان